Atash Hamleye Arabestan

آتش حمله عربستان

آتش حمله عربستان

فرض کنید عادل الجبیر وزیرخارجه عربستان روح چرچیل را احضار کرده بود و به او می گفت: « عربستان سعودی تصمیم گرفته رهبر مخالفانش را اعدام کند، همزمان می خواهیم مهم ترین دشمنمان در منطقه یعنی ایران را هم رسوا کنیم، علاوه بر شیخ نمر، 46 نفر از مخالفان را هم می خواهیم اعدام کنیم، ولی نمی خواهیم مشکلی برایمان ایجاد شود که هیچ، می خواهیم یک دردسر حسابی هم برای ایران درست شود.» مطمئنا چرچیل نمی توانست برنامه ای به این دقت را که در سه چهار روز گذشته اتفاق افتاد، پیشنهاد کند. بعضی اوقات برای اینکه آدم به بهترین نتیجه برسد، لازم نیست بیشترین عقل و خرد را داشته باشد، همین که یک دشمن احمق داشته باشد، کافی است.
اصلا بیایید فرض کنیم که جمهوری اسلامی ایران، تصمیم بگیرد با همه کشورهای دنیا قطع ارتباط کند و همه سفارتخانه های همه جا را تعطیل کند، من فکر می کنم چنین کاری خیلی سخت است، ولی غیرممکن نیست. ولی مطمئنا سفارت عربستان را نمی شود تعطیل کرد، مگر اینکه مسلمانان ایرانی قبول کنند که دیگر قرار نیست هیچ ایرانی به حج برود. و کلا حج را گل بگیریم. خب! اگر حکومت می تواند حج را بیخیال شود، چطوری بقیه احکام دین را بی خیال نمی شود؟ اصلا نماز و روزه و همه این چیزها را بی خیال. یعنی چی که یک مشت روانی دیوانه شبیه کوچک زاده حمله کردند به سفارت عربستان و کل سفارت را آتش زدند؟
حالا جالب است که سه ساعت پس از حمله حزب الله به سفارت، حشمت الله فلاحت پیشه، نماینده راستگرای مجلس گفته « حمله به سفارت کار درستی نیست، نباید این کار را بکنیم.» داداش! کردند تا بیخ رفت. کجایی شما؟ آیت الله خامنه ای هم گفته: « انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت.» فعلا که انتقام الهی گردن سیاستمداران ایرانی را گرفته، بدبخت جواد ظریف دو سال باید شیربدوشد آن وقت این گاوهای حزب اللهی جیک ثانیه با لگد کل حیثیت دیپلماتیک ایران را به فاک فنا بدهند.
حالا با مزه است که نیروی انتظامی اعلام کرده: « مردم احساسات خود را کنترل کنند.» نمی دانم چرا فقط این احساسات را مردم باید کنترل کنند و بقیه را ناجا کنترل می کند، شما اگر دوست دخترتان را در خیابان ببینید و احساسات تان را نتوانید کنترل کنید و ماچش کنید، ناجا همچین می گیردتان و می بردتان زندان و احساسات تان را کنترل می کند، که جای کنترل احساسات تا دو ماه خوب نشود، یا اگر حالا که نه، آن موقعی که کنسرت برگزار می شد و دو نفر احساساتی می شدند و دو تا قر ریز می آمدند، نیروی انتظامی کنسرت را با همه سالنش چنان کنترل می کرد که تا شش ماه محل بروز احساسات پلمب شده باقی بماند. اصلا نیروی انتظامی برای کنترل احساسات وحشیانه است. پلیس ایران فکر می کند فقط باید جلوی احساسات عاشقانه را باید بگیرد، و احساسات وحشیانه و خشن را مردم باید خودشان کنترل کنند. پس شما چکاره اید؟ این موجودات روانی که اگر می توانستند احساسات شان را کنترل کنند که اسم شان حزب اللهی نبود.
یعنی یکی نیست به این ملت حالی کند که سفارت یک کشور، خاک آن کشور است. و ما حق نداریم به کسی که امنیتش را تامین کردیم، حمله کنیم. حالا اگر فرض می کردیم که حمله کنندگان به سفارت، مثل چریکها و مجاهدین قبل از انقلاب برای ضربه زدن به حکومت اتباع بیگانه را ترور می کنند، باز یک حرفی بود، اینکه طرفداران حکومت، برای لطمه زدن به دولت خودشان، به سفارت خالی عربستان حمله کنند و مثل آب خوردن عربستان را که 46 نفر را یکباره اعدام کرد، از یک حکومت دیکتاتور به یک حکومت مظلوم تبدیل کنند، نهایت بلاهت است. یعنی یک دیوار یک ساختمان که متعلق به سپاه نباشد، اگر پیدا کردید، آدرس اش را بدهید که من این سرم را از دست این دیوانه ها به آن دیوار بکوبم.