آلف – ب – پ – ت – ث – ج – چ – ح – خ – د – ذ – ر – ز – س – ش 

ص – ض – ط – ظ – ع – غ – ف – ق – ک – ل – م – ن – و – ه – ی

آلف

آغوش( Aghoosh ):

بغل. بپر بغل بابا( تلفظ کلانتری: در آغوشم بیا جیگر) آگوش. آغش. میان دو دست فراهم آورده، چون از آن دو دایره واری سازند. بغل کردن کسی که قبلا توی سرش زده اند. یک بغل بده: بیا به یک آغوش….

اپوزیسیون(Eposesion)

مخالف پوزیسیون. پوزیسیون سابق. مخالف. کسی که فکر می کند مخالف است. از سوی هر حکومتی به معنی معاند، دشمن، بد، عوضی، مزدور، جاسوس، پولدار، بی پدر و مادر دانسته می شود و از سوی مخالفان حکومت به معنی شریف، فداکار، زحمتکش، باسواد، فقیر، فهمیده و عزیز نامیده می شود.

اتهام( Etteham ):

چیزی که می زنند، می خواهد بخورد، می خواهد نخورد. تهمت زدن چیزی به کسی با دلیل یا بدون آن. افترا. کسی را به چیزی که نیست متهم کردن. ایجاد اعتبار کردن برای مخالف سیاسی. نوعی فحش که دلیلی برای دادنش نیست، و محترمانه گفته می شود. در کشورهایی که قوه قضائیه آن اعتبار دارد، باعث بدنامی می شود.

اتوبوس(Otobus ):

یک وسیله دراز برای جبران کوتاهی های دولت. بوس اتوماتیک. اتوماچ. حالتی که دو نفر دوست بعد از مدتی دوری نسبت به هم رفتار می کنند. وسیله حمل و نقل حامیان دولت. وسیله انتقال دانشجو به زندان. نوعی وسیله نقلیه که در کلیه مراسم رسمی کشور حضور فعال دارد. وسیله ای که اگر افراد را به مقصد خودشان برساند، از آنها بلیط می گیرد، اما اگر به مقصد مورد نیاز دولت برساند به آنها پول می دهد.

ب

بازجو( Bazjoo ):

متجاوز. آنکه از حد خود و به مردم تجاوز کند. دارنده لنگه کفش. عامل سرایت مننژیت به متهم. آنکس که رها کنند و متهم را چون سنگ ببندند. سناریونویس. آنکی که می داند شما می خواستید چکار کنید، حتی اگر شما نمی خواستید آن کار را بکنید. کسی که رژیم را از طریق لاغر کردن مخالفان حفظ می کند.

بازگشتن:(Baz gashtan)

اسم مصدر برای بازگشت. برگشتن. دوباره آمدن. مخالف رفتن. به فعلی می گویند که شخصی که رفته است، هنگام مراجعت انجام می دهد.

بالش نرم (Balesh E Narm)

نوعی وسیله چهارگوش یا مستطیل شکل که ملت برای خوابیدن از آن استفاده می کنند تا چند ساعتی در جریان واقعیات نباشند. از بالش برای خواباندن، به خواب بردن، ایجاد حالت خواب کردن و جلوگیری از هر نوع بیداری استفاده می شود.

 باهنر محمدرضا  ( Mohammad Reza Bahonar ):

متولد 1331 در کرمان. وی برای نمایندگی مجلس بدنیا آمد. عضو جامعه مهندسین ایران. فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران از دانشگاه علم و صنعت. وی آخرین بار یک سال قبل از فارغ التحصیل شدن در دانشگاه از رشته تخصصی اش استفاده کرد. او قبل از انقلاب کارمند وزارت مسکن شد و پس از انقلاب متوجه شد که انقلاب شده است.

پ

پارازیت( Parazit ):

موجود اضافی. کسی یا سازمانی یا دولتی که با هزینه دیگری یا دیگران زندگی می کند و مزاحمت هم برای آنها ایجاد می­کند. انگل. جانور طفیلی یا گیاهی که از جانوران و آبادگران و گیاهان دیگر مایه حیاتی می گیرد.

پاستور( Pastor ):

نام یک محل و یک منطقه و یک دانشمند که کار هر سه تای آنها گرم کردن فضا برای از بین بردن موجودات اضافی است. لوئی پاستور: دانشمند فرانسوی که در وقایع اخیر انتخاباتی نقش نداشت و دستگیر نشد.

پرچم:(Parcham):

یک پارچه چهارگوش مستطیل به رنگ های مختلف که روی آن نقش هایی وجود دارد و نشانه یا نماد یک کشور است. پرچم یک کشور معمولا هر صد سال یک بار عوض می شود، مگر اینکه آن کشور هر چند سال یک بار عوض شود.

پررو( Por Roo ):

بی شرم. کسی که حیا را قورت داده و شرم را خورده است. بی حیا. وقیح. دریده. پاره شده. شکاف خورده. جرخورده. در اثر فشار از پائین و بدون چانه زنی از بالا دچار شکاف شده.

ت

تبریک نوروزی:(Tabrik e Norouzi):

شادباش گفتن هنگام تحویل سال . مبارک باد گفتن برای گذشتن یک سال دیگر و رسیدن سال جدید. نوروزتان پیروز. ایامکم سعیدا. اسعدالله نیویر. هپی ایامکم. بایراموز موبارک اولسون.

تجمع:(Tajamo’):

اجتماع کردن. جمع شدن. جمع شدن عده ای برای جمع کردن همان عده. محل جمع شدن عده ای برای دستگیر شدن عده ای. اجتماع بیش از یک نفر.

تحلیف(Tahlif):

قسم خوردن. حلف: قسم، سوگند، همین جوری یک چیزی را دروغگی گفتن و آن را به گردن خدا و پیغمبر انداختن. مراسم تحلیف: مراسمی که در آن جلوی چشم تعدادی از آدمهایی که هیچکدام به تحلیف شونده اعتماد ندارند، قسم دروغ خورده می شود.

ترمز (Tormoz):

اسباب بازدارنده حرکت در وسیله نقلیه چرخدار. وسیله ای که با آن جلوی سرعت را می گیرند. وسیله ای که با آن از پائین فشار می دهند تا از بالا حرکت متوقف شود.

ج

جاسوس( jasoos ):

خبرچین. تجسس کننده. کسی که اطلاعات مورد نیاز را بطور پنهانی و از راههای غیرقانونی گردآوری می کند. اصطلاحا به هر نویسنده و اهل فکری که دستگیر شده و دلیلی برای دستگیری اش وجود ندارد، گفته می شود.

جشنواره فجر:(Jashnvare Fajr)

نوعی جشن که از روز دوازده بهمن تا 22 بهمن برگزار می شود. جشن سالگرد انقلاب اسلامی ایران. در این جشن مردم فیلم ها، موسیقی ها و تئاترهای جدید را می بینند و بعدا متوجه می شوند که این چیزها را بخاطر اینکه سالگرد انقلاب بوده است، دیده اند.

جنبش( Jonbesh ):

حرکت. تکان خوردن. مخالف سکون. یک حرکت اجتماعی که یک روزی بوجود آمده و حالاحالاها زنده است. تکان خوردن گروهی از مردم که نمی خواهند بخوابند یا ساکت بنشینند. حرکت مردمی که هر وقت فرصت پیدا کند فریاد می زند.

جنتی:(Janati)

جنت: بهشت. فردوس. بوستان. باغ. جنات. جنان. جنتی: « آنکه خواهد مردم بهشت روند ولو به عنف.» غروب به جنتی سر بزن( شب بیا تو باغ). جنتی: اهل جنت( آنکه مردم را برای رفتن به بهشت کتک بزند و اگر لازم شد به آنها زورچپان کند.)

چ

چاوز:(Chavez)

هوگو رافائل چاوس پرس. متولد 6 مرداد 1333( 28 جولای 1954). برادر خوانده محمود احمدی نژاد. رئیس جمهور ونزوئلا از سال 1998 تا زمانی که این کشور بکلی نابود شود. تا 2013.

چپ:(Chap)

مخالف راست. مخالف، اصولا به هر نوع مخالف گفته می شود. واقع در سمت چپ( در این حالت فقط کسی می تواند چپ را بشناسد که دست چپ و راستش را با هم تشخیص دهد.) کسی که چشمش دچار انحراف دید است و واقعیت ها را به شکل دیگری می بیند.

چهارشنبه سوری:(Charshanbeh Soori)

یک سنت قدیمی که در گذشته آئین دینی بوده، اما در حال حاضر به دلیل مبارزه آگاهانه و مستدل با آن تبدیل به نوعی مانور جنگی شده است.

اتوبوس(Otobus ):

یک وسیله دراز برای جبران کوتاهی های دولت. بوس اتوماتیک. اتوماچ. حالتی که دو نفر دوست بعد از مدتی دوری نسبت به هم رفتار می کنند. وسیله حمل و نقل حامیان دولت. وسیله انتقال دانشجو به زندان. نوعی وسیله نقلیه که در کلیه مراسم رسمی کشور حضور فعال دارد. وسیله ای که اگر افراد را به مقصد خودشان برساند، از آنها بلیط می گیرد، اما اگر به مقصد مورد نیاز دولت برساند به آنها پول می دهد.

ح

حزب(Hezb):

تشکیلات. سازمان سیاسی. تشکل با برنامه. سازمانی که می خواهد به قدرت برسد تا اهداف خود را اجرا کند، اما وقتی به قدرت رسید برنامه را دور می اندازد و فقط سعی می کند خودش را حفظ کند. مجموعه ای از افراد که قرار است همه شان مثل هم فکر کنند، بنابراین اصلا فکر نمی کنند.

حساب ذخیره ارزی:(Hesab e Zakhir e Arzi):

نوعی حساب که دولت قبلی در آن ارز را ذخیره می کند تا دولت بعدی هر وقت خواست به مسافرت برود از آن استفاده کند. نوعی حساب بانکی دولتی. نوعی حساب که با عشق رابطه دارد و هر وقت دولت عشقش کشید آن را مصرف می کند.

حواس پرتی( Havaas Parti ):

فراموشی. ضعف حافظه. پریشان خاطری. پریشان حواسی.

از یاد بردن اتفاقات قبلی. فراموش کردن گذشته خود و بخاطر داشتن گذشته دیگران. آلزایمر. آلزهایمر. ( به صورت آلس هایمر، آلزهیمر، آلس هیمر هم تلفظ شده است. فرهنگ تلفظ های غلط) بیماری اختلال خلق ادواري.

خاورمیانه(Khavar Miane):

یک منطقه استراتژیک که در آن بخش اعظم انرژی جهان تولید می شود، تا با آن انرژی بقیه جهان به پیش برود. بخشی از آفریقا، آسیا و اروپا که همیشه در حال انفجار است.

د

دادگاه سیاسی (Dadgah e Siasi):

محلی که در آن عضو یک گروه سیاسی به نام قاضی دستورات رهبر گروهش را در مورد اعضای گروه مخالف که متهم هستند به عنوان محاکمه اجرا می کند.

دانشجو ( Daneshjoo ):

کتک خور. گوشت دم توپ. مرغ عزا و عروسی. کسی که علاوه بر اینکه فکر می کند، حرف هم می زند. محصل. موجودی که واقعا درس می خواند و به همین دلیل وارد کابینه نمی شود.

 دانه درشت (Dane Dorosht):

چیز گنده. یک شیئ بزرگ در میان سایر اشیاء متوسط. دانه ای که از سایر دانه ها بزرگ تر است. اصطلاحا به لقمه های بزرگ هم گفته می شود. لقمه گلوگیر: لقمه ای است که برای دهان آدم بزرگ است و خوردنش ممکن است باعث حفگی شود.

دروغ چهارده (Dorough e Chahardah):

اصطلاحا به همان دروغ سیزده گفته می شود که یک روز دیر گفته شود. دروغ سیزده: آپریل فول. سرکار گذاشتن مردم با یک دروغ. دو دره بازی ویژه ماه آوریل.

ر

رادیکالیزم ( Radicalism ):

ریشه ای رفتار کردن. رفتن به دنبال اصلاح چیزهای اصلی که ممکن نیست و انجام ندادن اصلاح چیزهایی که ممکن است. در ریاضی: « ریشه اعداد» مثلا ریشه عدد 24 میلیون رای می شود 6 عضو شورای نگهبان و ریشه عدد 6 عضو شورای نگهبان می شود یک رهبر.

رانت خوار (Rantkhar):

لولوخورخوره. بقیه. دیگران. عامل همه مشکلاتی که ما داریم و دلیل آن را نمی دانیم. کلیه کسانی که در جناح ما نیستند و پول دارند. موجودی که در مناطق نفت خیز می روید و از طریق خوردن نفت زندگی می کند. این موجود در هرجای دنیا زندگی کند، از دولت اخراج می شود، اما در بعضی کشورها از یک دولت به یک دولت دیگر می رود.

رای اعتماد( Rai Etemad ):

نوعی رای که مجلس وام بگیرد و به دولت بدهد تا کابینه تشکیل شود و رئیس جمهور برود نیویورک. رای پارلمانی به دولت برای رسمیت یافتن آن.

رجل سیاسی( Rajol e Siasi ):

مرد سیاست. این مرد ممکن است نامرد یا زن باشد. رجل سیاسی زن: اعظم طالقانی. رجل سیاسی نامرد: حداد عادل. سیاستمدار. کسی که زندگی اش برمدار سیاست و قدرت می گردد.

ز

زندانی سیاسی( Zendani e Siasi ):

نوعی زندانی تحصیلکرده که وجودش برای دولت خطرناک و برای مردم مفید است. کسی که همان چیزهایی را که مردم نگفته اند یا نکرده اند، گفته است یا کرده است.

س

سازمان ملل(Sazman Melal):

نام یک سازمان جهانی که کارش تولید کاغذ پاره است. نام سازمانی که پس از جنگ دوم جهانی تشکیل شد و برای ما دردسر درست کردن. سازمانی که به وسیله صهیونیست ها اداره می شود، ولی ما اصرار داریم که حتما عضو آن باشیم.

سایز( Size ):

اندازه. مقدار. واحد اندازه گیری. انگلیسی. اندازه هر چیزی مانند لباس یا کلاه یا کفش یا آدم. انواع سایز در اندازه قدیم: «تنگ، گشاد، اندازه».

سبز( Sabz ):

یک رنگ. ترکیب رنگ زرد و آبی. نام بسیاری از احزاب. یکی از رنگ های اصلی. رنگ درخت، بهار، باغ، لنزچشم هموطنان خارجی. نام یک جنبش.

سعید حجاریان(Said Hajarian):

کارشناس زبانشناسی سیاسی. متولد 1333. فارغ التحصیل مهندسی مکانیک از دانشکده فنی دانشگاه تهران. مشاور سابق. یک نوع افلاطون آپ تو دیت و واضع نیورپابلیکانیسم. عضو سابق شورای شهر تهران. صاحب نظریه فشار از پائین و چانه زنی از بالا و فرار از وسط.